حراسه

مترادف‌ها

نگهبانی، حفاظت، پاسداری، مراقبت، دیدبانی، حراست

متضادها

غفلت، بی‌توجهی، رها کردن

لغت نامه دهخدا

حراسه. [ ] ( اِخ ) مدفن ابوحنیفه نعمان بن ثابت، چنانکه مستوفی در تاریخ گزیده ص 756 آورده است. رجوع به ابوحنیفه نعمان شود.

فرهنگ فارسی

مدفن ابوحنیفه نعمان ابن ثابت

جمله سازی با حراسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و النفس الشريفه بحسب العزيزة فهى الشبيهه بالمبادى المفارقه فى الحكمه والحريه.. الحريه ملكه نفسانيه حارسه للنفس حراسه جوهريه لا صناعيه و بالجملهفكل من كانت علاقته البدنيه اضعف و علاقته العقليه اقوى كان اكثر حريه و من كانبالعكس كان اكثر عبوديه للشهوات... فاعلم جميعالفضائل النفسانيه يرجع الى هاتين الفضيلتين.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران