حد کشسانی
مترادفها
حد کشسانی، حد ارتجاعی
فرهنگستان زبان و ادب
{elastic limit} [فیزیک] حداکثر میزان تغییر شکل جسم کشسان، بی آنکه تغییر شکل دائمی در آن پدید آید
دانشنامه آزاد فارسی
حَدِّ کِشْسانی (elastic limit)
تنشیکه اگر نیروی کششیِوارد بر جسم را از حد آن، حتی به مقدار اندک، فراتر ببریم، تغییر شکل نسبتاً درخور توجهی در جسم پدید می آید. جسم براثر اِعمال نیروی بیشتر از حد این تنش دیگر از قانون هوک پیروی نمی کند. به حدّ کشسانی نقطۀ تسلیم نیز می گویند.
ویکی واژه
حداکثر میزان تغییر شکل جسم کشسان، بیآنکه تغییر شکل دائمی در آن پدید آید.
جمله سازی با حد کشسانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قانون هوک در فیزیک، مکانیک و دانش مواد کشسانی (الاستیسیته)، تقریبی است نشان دهندهٔ آن که تغییر طول یک ماده با بار وارد بر آن رابطهٔ خطی دارد. بسیاری از مواد تا زمانی که نیرو از حد کشسانی آنها کمتر باشد با تقریب خوبی از این قانون پیروی میکنند. انحراف از قانون هوک با افزایش میزان تغییرشکل زیاد میشود بهطوریکه در تغییرشکلهای زیاد، با خارج شدن ماده از دامنه کشسان خطی، این قانون کاربرد خود را از دست میدهد. موادی که قانون هوک برای آنها تقریب مناسبی باشد، مواد کشسان خطی یا «مواد هوکی» نام دارند. ساده شدهٔ قانون هوک بیان میدارد که کرنش با تنش رابطهٔ مستقیم دارد