ثبیت

لغت نامه دهخدا

ثبیت. [ ث َ ] ( ع ص، اِ ) نعت از ثبات و ثبوت. || مرد دلاور. || مرد ثابت عقل. || اسب سبک و تیز رو. || ایستاده. برجای مانده. قرارگیرنده.
ثبیت. [ ث َ ] ( اِخ ) از اعلام است.
ثبیت. [ ث ُ ب َ ] ( اِخ ) ابن کثیر. محدث است.
ثبیة. [ ث ُ ب َی ْ ی َ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر ثُبة و یا آن ثویبة است.

فرهنگ فارسی

ابن کثیر محدث است

جمله سازی با ثبیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرایندهای EPD اغلب برای ساخت دی اکسید تیتانیوم (TiO 2) مصرف فوتوکاتالیست برای کاربردهای تصفیه آب، با استفاده از مواد اولیه پودری است که با استفاده از روش EPD بر روی مواد مختلف ثبیت می شود. فیلم های ضخیم به این روش تولید می شوند که سنتز ارزانتر و سریع تری نسبت به فیلمهای نازک با سل-ژل دارند، و همچنین سطح ویژه فتوکاتالیستی بالاتری فراهم می کنند.

مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز