تکریش

لغت نامه دهخدا

تکریش. [ ت َ ] ( ع مص ) ترش کردن روی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تکریشة ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و در اللسان آمده، پختن گوشت در کرش: کرش اللحم؛ طبخه فی الکرش. ( از اقرب الموارد ). رجوع به تکریشة شود.

جمله سازی با تکریش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بلاگویویچ دوباره توسط چتنیک‌ها در مارس ۱۹۴۲ در تکریش دستگیر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران