توریدن
مترادفها
ورم کردن، برآمدن، متورم شدن
لغت نامه دهخدا
توریدن. [ دَ ] ( مص ) به معنی تولیدن باشد که رمیدن و دور شدن و به یک سو رفتن است. ( برهان ). به معنی رمیدن و دور شدن بود و تولیدن نیز گویند. ( فرهنگ جهانگیری ). تولیدن و گریختن و رمیدن و دور شدن و به یک سو رفتن. ( ناظم الاطباء ). || شرمنده شدن در حضور خصم. ( برهان ). بسیار شرمنده شدن. ( ناظم الاطباء ). شرمنده شدن و شکسته شدن به حضور خصم. ( آنندراج ). || پرسیدن و تفحص کردن و جاسوسی کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل. ) ۱ - شرمنده گردیدن. ۲ - رمیدن.
فرهنگ عمید
۱. شرمنده شدن.
۲. رمیدن، دور شدن و به یک سو رفتن.
ویکی واژه
شرمنده گردیدن.
رمیدن.
جمله سازی با توریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ماده ماضی جعلی> turəst- ماده مضارعtur>ایرانی باستان*θtur/aru*» شتاب کردن، عجلهکردن «>هندواروپاییertu*» راندن، مجبور کردن «)چئونگ،۲۰۰۷:۳۹۹(در گویش اردلانی توریا، توریاگ، توریاو، به معنی قهر کردن دو فرد که باعث دوری ان دو بشود، بسنجید با:اوستاییθβāša-»، شتافته، سریع «پارتیniδfār-» شتاب کردن «) دورکین-، مایستر ارنست۲۰۰۴:۲۵۲(سغدیpδβ’r-» شتاب کردن، شتابیدن «)، قریب۱۳۷۴:۶۷۸۷(فارسی» توریدن «به معنی» رمیدن «این ریشه در چند گویش دیگر ایرانی نو هم دیده میشود: انارکیturr-، گزیtur- /turā» شروع به چرخیدن کردن «)نک:چئونگ،۲۰۰۷:۳۹۹.(واژة کردی سورانی tura به معنی» عصبانی، «ظاهراً از همین ریشه مشتق شدهاست.
💡 پس از چندین ساعت تلاش بیوقفه در محیط گرم و شرجی، احساس توریدن از خستگی شدید تمام وجود ورزشکاران را در میدان مسابقه فرا گرفت.
💡 وقتی فشار روانی ناشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی بر دوش مردم زیاد میشود، گاهی احساس توریدن و انفجار احساسات در جامعه بسیار ملموس است.
💡 صدای توریدن ناگهانی لولههای آب در زیر زمین باعث شد که ساکنان محله با اضطراب و نگرانی به دنبال منبع اصلی نشتی باشند.