تناول کردن
مترادفها
خوردن، میل کردن
لغت نامه دهخدا
تناول کردن. [ ت َ وُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خوردن و نوشیدن: هرکس از این قاذورات تناول کردی برجای بیفتادی و جان بدادی. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 326 ). جوانمرد را آتش معده بالا گرفته بود و عنان طاقت از دست رفته،لقمه ای چند از سر اشتها تناول کرد. ( گلستان ). چون بمقام خویش آمد سفره خواست تا تناول کند. ( گلستان ).
درویش و پادشه نشنیدم که کرده اند
بیرون از این دو لقمه روزی تناولی.سعدی.به لقمه ای که تناول کنم ز دست کسی
رواست گر بزند بعد از آن به زوبینم.سعدی.هیچ چمنده و رمنده از آن شربتی تناول نکرد الا در گلوش گرفته برجای بمرد. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 39 ).
بخواه آب طرب از جام شادی
تناول کن علی رغم زمان را.؟ ( از ترجمه محاسن اصفهان ص 101 ).رجوع به تناول شود.
فرهنگ فارسی
خوردن و نوشیدن
جمله سازی با تناول کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 واژههای گروههای مشابه لغوی که نسبتاً مترادف بودند، در یک گروه نحوی دستهبندی میشدند. این گروهها شامل کلمات ساده و نیز هم خانوادهها مانند خوردن و تناول کردن میباشند. مجموعه واژههای چند معنایی در گروههای مختلف مترادف قرار میگیرند. معنای یک مترادف میتواند از طریق توضیح مختصر یک کلمه دیگر یا چند مثال کاربردی، بیشتر روشن شود. یک نمونه از مترادفهای صفتی عبارتند از:
💡 هدف اصلی از برنامهریزیهای غذایی دقیق، یادگیری صحیح روشهای تناول کردن مواد مغذی به گونهای است که بدن بیشترین بهره را از ویتامینها ببرد.
💡 در فرهنگهای مختلف، مراسمهای خاصی برگزار میشود که در آنها افراد با هم به تناول کردن غذاهای سنتی و محلی در کنار یکدیگر میپردازند.
💡 متخصصان تغذیه معتقدند که دقت در انتخاب زمان و نوع مواد غذایی هنگام تناول کردن، نقش بسیار مهمی در پیشگیری از بیماریهای مزمن و حفظ سلامت عمومی ایفا میکند.