تمولی

لغت نامه دهخدا

تمولی.[ ت َ م َ ] ( ع مص ) به مهتران مانستن. یقال: هو یتمولی؛ ای یتشبه بالسادة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

به مهتران مانستن

جمله سازی با تمولی

💡 با مرگِ پاول ارلیش در روزِ بیستم اوتِ سالِ ۱۹۱۵ که یکی از آخرین پزشکانی بود که در زمینه‌هایِ گوناگونِ پزشکی کار آیی داشتند، دورانِ چند آگاهی یا چند رشته‌شناسی در دانش پزشکی به پایان رسید و دوران تخصص آغاز گردید. این دورانِ چند رشته‌شناسی را که از نیمه دومِ سده نوزده آغاز گردیده و به پیشرفت‌هایِ زیاد و پر ارجی نیز دست یافته بود، در کنارِ وجودِ اشخاصی مانندِ روبرت کخ، پاستور و…. همچنین به صلح و تمولی که در اروپایِ آن هنگام بدست آمده بود، بستگی داشت.