تقنیح

مترادف‌ها

اصلاح، بازبینی، تنقیح

متضادها

تحریف

لغت نامه دهخدا

تقنیح. [ ت َ ] ( ع مص ) کلید راست کردن بر در. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تقنیح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدرس با دقت نظر و وسعت تتبع از محققان و ادبا و نویسندگان و مصححان معاصر تاریخ کرد و کردستان به‌شمار می‌رود که در زمینه‌های علوم اسلامی، فقه شافعی، تاریخ مشاهیر کرد، تصحیح و تقنیح شعر شعرا، علوم ادبی و بلاغی و لغوی، عرفان و تصوف به ویژه طریقت نقشبندیه، حکمت و فلسفه، صاحب نظر است؛ سرتاسر زندگی او را، تدریس و تعلیم، تحقیق و تألیف و سفرهای علمی متعدد تشکیل می‌دهد. در حوزه‌های علمیه دینی عراق مورد استناد بود. وی با تبحر در ادبیات کردی، عربی و فارسی آثاری تألیف نمود. مدرس از پرکارترین نویسندگان قرن بیستم کردستان دانست. شمار تألیفات و ترجمه‌های وی به بیش از شصت جلد می‌رسد. تألیفات وی به زبان‌های کردی، عربی و فارسی می‌باشند. شهرت مدرس به خاطر کارهای زیاد او در زمینه‌های مختلف ادبی، تاریخی و فقهی است.

💡 دولت پس از بررسی‌های گسترده، تصمیم گرفت تا فرآیند تقنیح قوانین مربوط به تجارت بین‌الملل را برای هماهنگی بیشتر با استانداردهای جهانی آغاز کند.

💡 مفسران معتقدند که تقنیح متون قدیمی و اصلاح خطاهای موجود در آن‌ها، گامی مهم در جهت حفظ اصالت و دقت منابع تاریخی برای پژوهشگران است.

💡 در جریان بازنگری دستورالعمل‌های ایمنی کارخانه، مرحله تقنیح جزئیات فنی بسیار مهم بود تا از بروز هرگونه حادثه ناخواسته در آینده جلوگیری شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران