تصنیف کردن

لغت نامه دهخدا

تصنیف کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نوشتن کتابی را: کتاب گلستانی تصنیف توانم کرد. ( گلستان ). و رجوع به تصنیف شود.

فرهنگ فارسی

نوشتن کتابی را

جمله سازی با تصنیف کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای نُزهَتِ ناظران و فُسحَتِ حاضران، کتابِ گلستانی توانم تصنیف کردن، که بادِ خزان را بر ورقِ او دستِ تَطاوُل نباشد و گردشِ زمان، عیشِ رَبیعش را به طَیشِ خَریف مبدّل نکند.