تشکچه
مترادفها
تشک، زیرانداز
فرهنگ معین
( ~. چِ ) (اِمصغ. ) زیرانداز کوچک معمولاً چهارگوش از یک مادة نرم و دارای پوشش که بر روی آن می نشینند.
جمله سازی با تشکچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتی انسان روی تشکچهها و مخدعههای قالیچهای مینشیند و راحتی آنها را احساس میکندبه کلی صندلی را از یاد میبرد.
💡 محل برگزارش مکتبخانه دکان یا اتاق بزرگی بود که از اصلیترین اجزای بهکار رفته در آن میتوان به حصیر یا نمد کهنه و مدرس همراه میز کوتاه، تشکچه و مکتب دار و چند ترکه آلبالو و چوب و فلک اشاره کرد.
💡 چقدر لذتبخش بود وقتی که روی این تشکچهها مینشستیم و تنباکوی معطر شیراز را با قلیانهای مرصع میکشیدیم و از پنجرههای اتاق، دامنههای شمالی البرز را از دوردست مشاهده میکردیم و نظری به سقفهای سفالی و قرمزرنگ خانههای رشت میانداختیم.