لغت نامه دهخدا
تربیت روحی. [ ت َ ی َ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تربیت روانی. رجوع به همین کلمه شود.
تربیت روحی. [ ت َ ی َ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تربیت روانی. رجوع به همین کلمه شود.
تربیت روانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موسیقی در تربیت کودکان نقشی بسیار مهم دارد؛ زیرا وزن و آهنگ آسانتر و سریعتر از هر چیز در اعماق روح آدمی راه مییابد. وقتی روح انسان زیبا شد، به زیبایی روی میآورد و از زشتی پرهیز میکند؛ و اوج درک زیبایی در عشق است. خویشتنداری با لذائذ مفرط جور در نمیآید؛ لذا کسی که عاشق معشوقی است «حق دارد چون پدری او را دوست بدارد و ببوسد و با او معاشر باشد. این دوستی فقط باید برای زیبایی معشوق باشد و روابط آن دو هرگز نباید از این حد تجاوز کند و گرنه عاشق متهم خواهد شد به اینکه از تربیت بویی نبرده و از درک زیبایی ناتوان است.» پس تنها کسانی که از تربیت روحی درست بهرهمند هستند، میتوانند خویشتندار باشند. عاشق باید از جسم معشوق بگذرد؛ و عاشق روح زیبای او شود؛ لذا «کسی که روحش از زیبایی بی نصیب است، سزاوار عشق نیست؛ ولی اگر صاحب روح زیبا عیبی در بدن داشته باشد؛ میتوان از آن عیب چشم پوشید و دوستش داشت.» اوج تربیت روحی دل بستن به زیبایی است.