تخم زا
مترادفها
تخمگذار
لغت نامه دهخدا
تخم زا. [ ت ُ ] ( نف مرکب ) که تخم زاید. زاینده تخم. تخم دهنده: دوم بستوهای ماده ( در فوکوس ها ) که در آنها نیز رشته های زایاست. در سررشته های زایای آنها یاخته درشتی است که به هشت قسمت تقسیم میشود و هر یک از آنها را یک تخمه می گویند و مجموعه هشت یاخته را که پوسته ضخیمی دارد، تخمزا می گویند. هر تخمزاپس از رسیدن شکافته شده و هشت یاخته بهم چسبیده از آن بیرون می آید... ( گیاه شناسی گل گلاب صص 154 - 155 ).
فرهنگ فارسی
که تخم زاید زاینده تخم تخم دهنده دوم بستوهای ماده که در آنها نیز رشته های زایاست.
فرهنگستان زبان و ادب
{oosphere} [زیست شناسی] یاخته ای در کیسۀ رویانی تخمک که بین دو یاختۀ هم کاره قرار دارد
دانشنامه آزاد فارسی
تُخم زا (oosphere)
نام دیگری برای گامت ماده در برخی گیاهان، مانند جلبک ها.
جمله سازی با تخم زا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلها میتوانند پیوند دو نژاد را آسان کنند (تلفیق اسپرم و تخم زا گلهای مختلف در یک گونه) یا درون گونه خود افزایش یابند (تلفیق اسپرم و تخمزا در همان گونه). بعضی از گلها بدون لقاح، دیاسپور تولید میکنند (parthenocarpy). گلها دارای اسپورانژیا هستند، جاییکه محتوی گامتوفیت میباشد. گلها منجر به تولید میوه و دانه میشوند بعضی از گلها در دوره تکامل خود برای حیوانات جذاب هستند و این دلیلی است که حیوانات را عامل گرده افشانی آنها میکند. علاوه بر تسهیل تولید مثل گیاهان گلدار، گلها؛ مدت طولانی است که توسط انسانها تحسین شده و برای زیباسازی محیط، نشانهای از عشق، آیین، مذهب، پزشکی و به عنوان منبع غذایی استفاده میشوند.