«تبنه» واژهای در زبان فارسی است که به معنای واحدی از تبن یا کاه خشک به کار میرود و بیانگر مقدار کوچک یا یک برگ کاه است. این واژه معادل «یکی تبن» است و برای اشاره به بخش کوچکی از کاه یا تبن استفاده میشود. در متون کهن فارسی، «تبنه» به صورت دقیقتر برای شمارش یا مشخص کردن مقدار کاه به کار رفته است. تبن یا کاه خود مادهای خشک است که از ساقه غلات باقی میماند و کاربردهای زیادی در کشاورزی و دامداری دارد. واژه «تبنه» بیشتر در زمینه اندازهگیری و واحد شمارش تبن در منابع قدیمی و متون کشاورزی دیده میشود. این کاه خشک میتواند برای خوراک دام، پوشش زمین یا ساختن مصالح سبک به کار رود. «تبنه» به لحاظ دستوری اسم است و مقدار مشخصی از تبن را نشان میدهد، نه تبن کلی را.
تبنه
لغت نامه دهخدا
( تبنة ) تبنة. [ ت ِ ن َ ] ( ع اِ ) یکی تبن. ( منتهی الارب ). واحد تبن. ( ناظم الاطباء ). یک برگ کاه. رجوع به تبن شود.
جمله سازی با تبنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قریۀ تبنه (به عربی: قریة تبنة) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در شهرستان الصمنین استان درعای سوریه واقع شدهاست.