لغت نامه دهخدا
تباشر. [ ت َ ش ُ ] ( ع مص ) مژده دادن یکدیگر را. ( از اقرب الموارد ) ( از دهار ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( از زوزنی ) ( آنندراج ). مژده دادن و بشارت دادن مر یکدیگر را. ( ناظم الاطباء ).
تباشر. [ ت َ ش ُ ] ( ع مص ) مژده دادن یکدیگر را. ( از اقرب الموارد ) ( از دهار ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( از زوزنی ) ( آنندراج ). مژده دادن و بشارت دادن مر یکدیگر را. ( ناظم الاطباء ).
یکدیگر را بشارت دادن، به هم مژده دادن.
مژده دادن یکدیگر را. مژده دادن و بشارت دادن مر یکدیگر را.
💡 اللهم انى اسالك ايمانا تباشر به قلبى و يقينا حتى اعلم انه لا يصيبنى الا ما كتبتلى و رضنى بما قسمت لى.