جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حدود ۵۱۲_۵۱۸ قمری / ۱۱۱۸_۱۱۲۴ میلادی طایفهای از زردپوستان ساکنان اراضی شمال کوههای تیانشان، ما بین دو دریاچه بلخاش و ایسی گول به نام قراختایی موفق به تشکیل دولت قدرتمندی شدند. سلطان محمد پس از جانشینی درگیر مقابله با اعضای خاندان خویش و حملات غوریان بود پس مجبور گردید همچون پدران خویش خراجگزار قراختاییان باقی بماند. او در جنگ با غوریان از قراختاییان یاری طلبید. گورخان نیز سپهدار خود، تاینگو (طاینکو طراز) را به یاری سلطان فرستاد. سلطان محمد و نیروهای همراه او در صفر سال ۶۰۱ قمری / ۱۲۰۴ میلادی با غوریان جنگیدند و آنها را شکست دادند.
💡 بنابر اطلاع برخی از منابع، هیئت دیگری به ریاست فردی به نام توشی (۶۰۶ قمری / ۱۲۰۹ میلادی) جهت دریافت خراج به گرگانج آمد که جوینی معتقد است رفتار این فرد در برابر سلطان بسیار گستاخانه بودهاست؛ به طوری که سلطان در جواب گستاخی وی دستور داد او را در رود جیحون اندازند. سلطان محمد پس از قتل سفیر ختایی عازم فتح نواحی ماوراءالنهر شد و با آزادسازی بخارا که از مدتی قبل دچار شورش شدهبود از رود سیحون رد شد و آماده جنگ با قراختاییان گردید. سلطان محمد در این جنگ از احساسات مذهبی مسلمانان به سود خود بهره برد و این جنگ را جهاد در راه خدا نامید و از علما درخواست کرد تا برای موفقیت سپاه او دعا کنند. قوای ختایی به رهبری تاینگو از جیحون گذشت و به صحرای ایلامش رسید. قراختاییان در این رویارویی شکست خورده، تاینگو (طاینکو طراز) به اسارت خوارزمشاهیان درآمد. سلطان محمد نیز، پس از بازگشت به خوارزم دستور داد تاینگو را کشته و جسد او را در آب اندازند. نبرد ایلامش فوایدی بسیار برای سلطان خوارزم به ارمغان آورد: