تاشکندی
لغت نامه دهخدا
تاشکندی. [ ک َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تاشکند.
تاشکندی. [ ک َ ] ( اِخ ) طاشکندی. حافظ محمد تاشکندی سبط علی قوشجی. او راست: تاریخ طاشکندی در باب خواقین الازبکیه و تاریخ آل چنگیز. ( کشف الظنون چ 2 استانبول ج 1 ستون 282 و 297 ).
تاشکندی. [ ک َ ] ( اِخ ) طاشکندی. محمد. او راست: شرح باب الصرف از کتاب میزان الادب، تألیف عصام الدین اسفراینی. رجوع به طاشکندی و معجم المطبوعات ج 2 ص 1222 شود.
فرهنگ فارسی
طاشکندی محمد.
جمله سازی با تاشکندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنمون تاشکندی (نام علمی: Anemone petiolulosa) نام یکی از گونههای شقایق نعمانی است. سرده شقایق نعمانی در ایران چهار گونه گیاه علفی دارد که آنمون تاشکندی یکی از آنهاست.