بیوسان

لغت نامه دهخدا

بیوسان. [ ب َ ] ( نف ) در حال انتظار و امیدواری. منتظر. مترصد. مترقب. امیدوار. ( یادداشت مؤلف ). مقابل نابیوسان: و مردن مفاجا، به سبب اندوه و بیم نابیوسان کمتر از آن باشد که از شادی بیوسان، از بهر آنکه حرکت روح به سبب شادی بسوی بیرون است و بسبب بیم واندوه یافتن بسوی اندرونست. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
- نابیوسان. رجوع به نابیوسان شود.

فرهنگ عمید

۱. در حال امیدواری.
۲. در حال طمع.
۳. در حال چاپلوسی.

فرهنگ فارسی

( صفت.بیوسیدن ) در حال انتظار و امیدواری یا نابیوسان. غیر منتظر غیر مترتب

جمله سازی با بیوسان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بردوفیکس تاییدیه‌های انجمن ارگانیک ایران، شرکت بیوسان گواهو تاییدیهٔ Bio inspecta را برای بردوفیکس دریافت کرده‌است.

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز