بیمه کننده

مترادف‌ها

بیمه‌گر

متضادها

بیمه شونده

لغت نامه دهخدا

بیمه کننده. [ م َ / م ِ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) شرکت یا بنگاهی که اشخاص و مؤسسات و اموال آنها را درمقابل خطرها و حوادث بیمه کند. رجوع به بیمه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شرکت یا بنگاهی که اشخاصر و موسسات و اموال آنها را در مقابل خطرها و حوادث بیمه کند.
شرکت یا بنگاهی که اشخاص و موسسات و اموال آنها را در مقابل خطرها و حوادث بیمه کند.

جمله سازی با بیمه کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 متمایز کردن علم از شبه‌علم ملزم به داشتن مفاهیم کاربردی در شاخه‌های سلامت و مراقبت، گواهی کارشناس، سیاست‌های زیست‌محیطی، و آموزش‌های علمی است. راه‌های درمانی با زنگار در مفاهیم علمی که در واقع آزمایش علمی غیرواقعی است و ممکن است برای بیماران، درمان کنندگان، بیمه کننده گان، تصمیم گیرندگان دولت و عموم مردم اتخاذ کردن تصمیم نادرست، ناکارآمد، پرهزینه و حتی خطرناک باشد.

💡 شرکت بیمه کننده موظف است تمامی شرایط و ضوابط مندرج در قرارداد را به دقت برای مشتری خود توضیح دهد تا از سوءتفاهم جلوگیری شود.

💡 هنگام انتخاب یک بیمه کننده معتبر، حتماً باید سوابق مالی و میزان توانایی پرداخت خسارت‌های احتمالی آن شرکت را به طور کامل بررسی کنید.

💡 بیمه کننده در صورت بروز حوادث غیرمترقبه، بر اساس قوانین و مقررات تعیین شده در بیمه‌نامه، مسئول جبران خسارت‌های وارده به بیمه‌گذار خواهد بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران