بی گذشت
بی گذشت به کسی گفته میشود که کوتاهنظر و سختگیر است و قادر به چشمپوشی یا بخشش خطاها و اشتباهات دیگران نیست. این واژه در واقع به افرادی اطلاق میشود که کینهتوزی یا لجاجت دارند و نمیتوانند از خطاهای دیگران بگذرند، حتی اگر شرایط یا دلایل موجه باشد. این حالت معمولاً یک صفت منفی در توصیف رفتار و اخلاق فرد به حساب میآید.
در زندگی روزمره، بی گذشت بودن میتواند باعث ایجاد تنش و اختلاف میان افراد شود. کسانی که نسبت به خطاها و اشتباهات دیگران انعطاف ندارند، روابط خود را با خانواده، دوستان یا همکاران دشوار میکنند. به عنوان مثال، چنین شخصی ممکن است خطای جزئی یک دوست را مدتها یادآوری کند و فرصت آشتی یا اصلاح رفتار را از او بگیرد. این ویژگی میتواند از لحاظ روانی و اجتماعی برای خود فرد و دیگران مشکلساز باشد.
در ادبیات و متون کلاسیک فارسی نیز بی گذشت بودن به عنوان ویژگی منفی شخصیتها نشان داده میشود. شاعران و نویسندگان معمولاً افرادی را که بی گذشت هستند، با صفتهای منفی توصیف میکنند تا اهمیت بخشش، مهربانی و انعطاف در روابط انسانی را برجسته سازند. بنابراین، داشتن این ویژگی نه تنها یک صفت اخلاقی منفی است، بلکه عاملی است که بر کیفیت روابط اجتماعی و انسانی تأثیر مستقیم میگذارد.
مترادفها
بیرحم، بیگذشت
متضادها
بخشنده، مهربان، گذشتو
لغت نامه دهخدا
بی گذشت.[ گ ُ ذَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + گذشت ) بی اغماض. کم عفو. که هیچ عفو و اغماض ندارد: دشمنی بی گذشت داریم. آدمی بی گذشت است. ( یادداشت مؤلف ). || مردی بی گذشت؛ بخیل. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به گذشت شود.
فرهنگ فارسی
بی اغماض. کم عفو. که هیچ عفو و اغماض ندارد دشمنی بی گذشت داریم. آدمی بی گذشت است.
جمله سازی با بی گذشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «سیاحتنامه ابراهیم بیگ در واقع دائرةالمعارف جامع اوضاع ایران در اواخر قرن سیزدهم هجری است که با قلمی تند و بی پروا و بی گذشت تحریر شده است… این نخستین رمان اصیل اجتماعی از نوع اروپایی در زبان فارسی است که زندگی مردم ایران را همچنان که بوده تشریح کرده و از این حیث شباهت زیادی به رمان نفوس مرده نیکلا گوگول، نویسنده بزرگ روس پیدا میکند…»