لغت نامه دهخدا
بی کرانگی. [ ک َ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی کران. || ابدیت. دیمومت. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به بی کران شود.
بی کرانگی. [ ک َ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی کران. || ابدیت. دیمومت. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به بی کران شود.
حالت و چگونگی بی کران. یا ابدیت. دیمومت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۸۵۴ فریدریش برنهارد ریمان نشان داد که اگر نامتناهی بودن خط مستقیم کنار گذاشته شود و صرفاً بی کرانگی آن مورد پذیرش واقع شود، آنگاه با چند جرح و تعدیل جزئی اصول موضوعه دیگر، هندسه سازگار نااقلیدسی دیگری را میتوان به دست آورد. پس از این تغییرات اصل توازی هندسه بیضوی به صورت زیر ارائه گردید.