بی قباحت

لغت نامه دهخدا

بی قباحت. [ ق َ ح َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قباحت ) آنکه زشتی چیزی را درنیابد. رجوع به قباحت شود.

فرهنگ فارسی

آنکه زشتی چیزی را درنیابد

جمله سازی با بی قباحت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ناحیه ٔ بروجردکائید کلب علی نام شخص بی نام و نشان در آن اوان با جمعی از متجنده و اوباش یکدل و یک زبان گشته، بتاخت و تاز محالات و نهب و غارت مسافرین دست تعدی از آستین بی قباحتی برآورده لوای شرارت و فساد در میدان بی شرمی برپا نموده چند صباحی از راه تهور و شجاعت خود را مشهور آفاق گردانید چنانچه جمعیت او در عرصه ٔ قلیل بده دوازده هزار سوار و پیاده رسید.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز