واژه «بیسلیقه» برای توصیف فردی به کار میرود که در انتخابها، رفتارها یا شیوه زندگی خود دقت، ظرافت و تشخیص زیباییشناختی مناسبی ندارد و معمولاً انتخابهایی انجام میدهد که از نظر دیگران هماهنگ، زیبا یا متناسب تلقی نمیشود. این واژه بیشتر در حوزههایی مانند پوشش، دکوراسیون، گفتار، رفتار اجتماعی یا حتی نحوه بیان و تصمیمگیری استفاده میشود و نشاندهنده نبودِ توجه کافی به هماهنگی، زیبایی و تناسب در انتخابها است. فرد بیسلیقه ممکن است بدون توجه به اصول زیبایی یا عرف پذیرفتهشده، دست به انتخابهایی بزند که برای دیگران نامناسب یا ناهماهنگ به نظر برسد. با این حال، مفهوم «بیسلیقه» همیشه به معنای ناتوانی مطلق نیست، بلکه میتواند نشاندهنده کمتجربگی، عدم آگاهی یا تفاوت در معیارهای زیبایی نیز باشد، زیرا سلیقه امری نسبی و وابسته به فرهنگ و نگاه افراد است. در بسیاری از موارد، این واژه در گفتار روزمره به صورت انتقادی یا توصیفی به کار میرود تا تفاوت در انتخابها و سبکها را بیان کند. بنابراین، «بیسلیقه» به فردی اشاره دارد که در انتخابهای خود هماهنگی، ظرافت و درک زیباییشناختی کمتری نسبت به معیارهای پذیرفتهشده یا نظر دیگران دارد، هرچند این مفهوم میتواند نسبی و قابل تغییر باشد.
بی سلیقه
لغت نامه دهخدا
بی سلیقه. [ س َ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + سلیقه ) بی ذوق. بی مهارت. عاری از ذوق. ( ناظم الاطباء ). || بی قاعده و بی ترتیب. ( آنندراج ). بی اسلوب. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به سلیقه شود.
فرهنگ عمید
آن که معمولاً چیز بد را به جای چیز خوب انتخاب می کند، بی ذوق.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بی ذوق
جمله سازی با بی سلیقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک روزنامه این کار را با انتشار یادداشتی با این مضمون پاسخ داد که این کاریکاتور بی سلیقه بوده و این «دون شأن مطبوعات ایران است که به چنان طنز سخیفی پاسخ دهند.» شاه به جای رضایت از این محکومیت دستور ممنوع شدن این روزنامه و زندانی شدن سردبیر آن برای نافرمانی از امر ملوکانه را صادر کرد..