بوسنج
لغت نامه دهخدا
بوسنج. [ س َ ] ( اِخ ) معرب پوشنگ. رجوع به پوشنگ شود.
فرهنگ فارسی
معرب پوشنگ
جمله سازی با بوسنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جام؛ یکی از ولایتهای ربع نیشابور خراسان؛ ابوعبدالله حاکم، جام را همراه با باخرز (ولایت جام و باخرز)، به عنوان یکی از ولایتهای دوازدهگانه نیشابور برشمرده است. اما سمعانی، آنها را دو قصبه معروف از ناحیه نیشابور دانسته است. یاقوت حموی، با اشاره به گفته سمعانی، جام و باخرز را دو ولایت مستقل بهشمار آورده. پیش از یاقوت، ابن خردادبه (قرن سوم هجری)؛ زام و باخرز را به صورت جداگانه در ردیف شهرهای نیشابور آورده است. یاقوت؛ بوزجان را قصبه (شهر مرکز) این ولایت ذکر کرده و به نقل از ابوالحسن بیهقی، تعداد آبادیهای این ولایت را مشتمل بر یکصد و هشتاد قریه دانسته است. محمد مقدسی در احسنالتقاسیم به وسعت ولایت جام اشاره نموده و همچنین بوزجان را شهر این ولایت نام برده، ضمن اینکه بوزجان را قصر ربع نیشابور نیز دانسته است. او بوزجان را کاخ با شهرکی بزرگ، معرفی کرده و فاصله این شهر را تا مالن (مرکز ولایت باخرز)، دو مرحله ذکر نموده است. بوزجان، از شهرهای واقع در مسیر جاده نیشابور به پوشنگ (فوشنج) و هرات، بوده. ابن حوقل، در صورةالارض نوشته است: از نیشابور تا بوزجان، چهار مرحله (واحد مسافتشمار قدیم) است و از بوزجان تا بوسنج (فوشنج= پوشنگ)، چهار مرحله؛ و از بوسنج تا هرات، یک مرحله است.