بورسار
مترادفها
خزانهدار
لغت نامه دهخدا
بورسار. ( اِ مرکب ) اسبی که رنگ آن بسرخی گراید. بور. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) اسبی که رنگ آن بسرخی گراید بور
جمله سازی با بورسار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اینترنت بانک و اینترنت بانک همراه، همراه شهر پلاس، شرکت یار، پاکت، بورسار، رمز نت، NFC، اپلیکیشن شهر من، تلفن بانک (87611)، اینترنت بانک روشندلان