لغت نامه دهخدا
بهون. [ ب ُ ] ( اِ ) بهور و چشم و نگاه. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). رجوع به بهور شود.
بهون. [ ب ُ ] ( اِ ) بهور و چشم و نگاه. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). رجوع به بهور شود.
بهور و چشم و نگاه.
💡 در این راستا پروفسور گاوبه صاحب کتاب ارجان از آن به صراحت ذکر نمودهاست که در شرایط خاص زمانی، شکلگیری شهر سوق دگرگون و بنا به معاش خاص مردم این شهر که بیشتر به شغل کشاورزی و دامپروری میپرداختند و اکثراً در قشلاق بسر میبردند از بهون به معنی سیاه چادر استفاده میکردند و کمتر اقدام به احداث ساختمان میکردند.