بلقندر

لغت نامه دهخدا

بلقندر. [ ب َ ق َ دَ ] ( اِ ) دشنام و قدح. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( هفت قلزم ). بلغندر. و رجوع به بلغندر شود.
بلقندر. [ ب ُ ق َ دَ ] ( اِ، ص ) ملحد و بی دیانت. ( برهان ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). بلقدر. و رجوع به بلقدر شود:
بزر و مال مردمان اندر
هست بر اعتقاد بلقندر.خلاق المعانی.

جمله سازی با بلقندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از مرگ طغاتیمور امیر ولی استرآبادی پسر شیخ علی هندو (حاکم استراباد) به شهر نسا گریخت و پس از گردآوری سپاه بر پهلوان علی بلقندر، حاکم سربداری استراباد، هجوم آورد و شهر را تصرف کرد

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز