لغت نامه دهخدا
بلااستثناء. [ ب ِ اِ ت ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + استثناء ) بلااستثنا. بدون استثناء. ( فرهنگ فارسی معین ):الف «است » را تقریباً بلااستثنا در کتابت حذف می کند.( مقدمه قزوینی بر تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 ص صا ).
بلااستثناء. [ ب ِ اِ ت ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + استثناء ) بلااستثنا. بدون استثناء. ( فرهنگ فارسی معین ):الف «است » را تقریباً بلااستثنا در کتابت حذف می کند.( مقدمه قزوینی بر تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 ص صا ).
( ~. اِ تِ ) [ ع. ] (ق. ) بدون استثناء.
بدون استثناء.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمین فوتبال روآر کردمحله، از اهمیت و زیبایی خاصی در منطقه بندپی و آهنگرکلا و توابع برخوردار میباشد. چرا که هر ساله در ایام عید نوروز بلااستثناء در این ورزشگاه از طرف جوانان محله مسابقات فوتبال برگزار میشود و کلیه روستاهای اطراف محله نیز دعوت شده و جمعیت بسیار زیادی از مناطق فوق با شور و حال خاصی به زمین آمده و مسابقات فوتبال برگزار میشود که خوشبختانه جوانان محله تابحال در خصوص فوتبال بسیار موفق بودهاند. شایان ذکر است اهمیت مسابقات فوتبال در کردمحله دست کمی از کشتی لوچوی شیخ موسی بندپی ندارد.
💡 پارکینسون بلااستثناء با گذشت زمان پیشروی میکند. یکی از شیوههای درجهبندی شدت بیماری که به نام «معیار واحد درجهبندی بیماری پارکینسون» (UPDRS) شناخته میشود، رایجترین استاندارد برای مطالعه بالینی است. نسخه اصلاحشده این استاندارد که MDS-UPDRS نامیده میشود نیز گاهی مورد استفاده قرار میگیرد. شیوه درجهبندی قدیمیتری به نام Hoehn and Yahr که در سال ۱۹۶۷ منتشر شده بود، و همچنین نسخه اصلاحشده آن به نام Modified Hoehn and Yahr هم سالها مورد استفاده بودهاند. مقیاس Hoehn and Yahr، پنج مرحله اساسی را در پیشرفت پارکینسون مشخص میکند.