بطوء

لغت نامه دهخدا

بطوء. [ ب ُ ] ( ع اِمص ) درنگی و آهستگی، و قولهم لم افعله بطأیا هذا. ( منتهی الارب ). درنگی. ( از تاج المصادر بیهقی ). بطء. درنگی و کندی و آهستگی. ( ناظم الاطباء ). درنگ و آهستگی نقیض سرعت. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ). || گرانی.
- بطوء جریان؛ کندی کارها.
- بطوء حرکت؛ جنبش آهسته وکند. ( ناظم الاطباء ).
- بطوء هضم؛ نزد پزشکان عبارت است از اینکه طعام بسرعت از معده سرازیر نشود. و رجوع به بطء شود.

جمله سازی با بطوء

💡 پانزدهم: افتادن افلاك از سرعت سير و بطوء (كُندى ) حركت آنها. چنانكه روايت كردهشيخ مفيد از ابى بصير از حضرت باقر عليه السلام، در حديثى طولانى در سير وسلوك حضرت قائم عليه السلام، تا آنكه فرمود: (درنگ مى كند بر اين سلطنت هفتسال، مقدار هر سالى ده سال از اين سالهاى شما، آنگاه انجام مى دهد خداوند آنچه را كهمى خواهد.)