لغت نامه دهخدا
بطالمه. [ ب َ ل ِ م َ ] ( اِخ ) بطالسه. صورت دیگر از جمع بطلمیوس. قاضی صاعد اندلسی در طبقات تنها این صورت را استعمال می کند. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به القفطی ص 26 و نخبةالدهر ص 267 س 2 شود.
بطالمه. [ ب َ ل ِ م َ ] ( اِخ ) بطالسه. صورت دیگر از جمع بطلمیوس. قاضی صاعد اندلسی در طبقات تنها این صورت را استعمال می کند. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به القفطی ص 26 و نخبةالدهر ص 267 س 2 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در یونان بواسطه دولتشهرها پست وجود نداشت. در مصر بطالمه شیوه پست ایرانی را بکار میبردند که از گاه آگوستوس مورد تقلید رومیان نیز قرار گرفت.
💡 مقبرههای موجود در قبة الهوا شامل مقبره برگزیدگان و نخبگان و اشخاص برجسته در دولتهای باستان مصر و حتی در زمان حکومت بطالمه (یونانیها) در مصر و همینطور در زمان حکومت رومیها بر مصر میباشد. بیشتر این مقبرهها به دودمان ششم مصر تا دودمان دوازدهم مصر برمیگردد. جزیره «ابو» که در حال حاضر «الفنتین» نامیده میشود در قسمت انتهایی مرز جنوبی مصر واقع شدهاست، در عین حال در همان زمان این محل یک محل تجاری مهم و یک مقر و مرکز برای اداره مناطق جنوبی مصر و برای ارتباط با کشورهای دیگر آفریقایی در جنوب بودهاست. همیشه از طرف فرعون یک فرماندار و حاکم و امیر برای این منطقه تعیین میشدکه در عین حال فرمانده نیروهای نظامی در این منطقه نیز محسوب میشد.