برق و زرق

مترادف‌ها

زرق و برق

لغت نامه دهخدا

برق و زرق. [ ب َ ق ُ زَ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) درخشش و تابندگی. تلألؤ. روشنی و ساختگی. ( غیاث ). زرق و برق.

فرهنگ فارسی

درخشش و تابندگی روشنی و ساختگی.

جمله سازی با برق و زرق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در طول قرن بیستم، رادیو، فیلم و تلویزیون تأثیر عمیقی بر مد و آداب و رسومی گذاشتند که پایه و اساس معنای زندگی غربی را بنا نهادند، با این حال بیشتر اینها بیشتر زرق و برق و زرق و برق هالیوود بود تا روایت تاریخی.

💡 او همواره سعی می‌کرد با استفاده از ظواهر فریبنده و برق و زرق‌های دنیوی، توجه دیگران را به سمت خود جلب کرده و حقیقت اصلی زندگی را پنهان کند.

💡 در دنیای مدرن امروز، بسیاری از مردم فریب برق و زرقِ تبلیغات تجاری پر زرق و برق را خورده و از نیازهای واقعی و اساسی خود غافل می‌مانند.

💡 نباید اجازه داد که برق و زرقِ موفقیت‌های زودگذر و ناپایدار، انسان را از مسیر اصلی تلاش و رسیدن به مقاصد والاتر و پایدار زندگی منحرف سازد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران