لغت نامه دهخدا
بر زبان افتادن. [ب َ زَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از شهرت یافتن اعم از آنکه بخوبی باشد یا بزشتی. ( آنندراج ):
ز بس از خلق روپوشی نشانی هست در حسنت
فتاده بر زبانها تا قیامت نام دیدارت.علی خراسانی ( آنندراج ).
بر زبان افتادن. [ب َ زَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از شهرت یافتن اعم از آنکه بخوبی باشد یا بزشتی. ( آنندراج ):
ز بس از خلق روپوشی نشانی هست در حسنت
فتاده بر زبانها تا قیامت نام دیدارت.علی خراسانی ( آنندراج ).
کنایه از شهرت یافتن اعم از آنکه بخوبی باشد یا بزشتی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر زبان افتادن نام این جانور را اما باید نتیجه نوشتار لوئیزا آن مردیت[پانویس ۴] دانست که در ۱۸۸۰ کتابی در ستایش مستعمرهٔ ویکتوریایی بریتانیا نوشت و در آن عنوان کرد: