لغت نامه دهخدا
باوردیناری. ( اِخ ) تیره ای از شعبه الیاس از تقسیمات دشمنزیاری ایلات کوه گیلویه فارس. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 89 ).
باوردیناری. ( اِخ ) تیره ای از شعبه الیاس از تقسیمات دشمنزیاری ایلات کوه گیلویه فارس. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 89 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میرزا حسن فسایی در فارسنامه ناصری گفته : آنچه که در نواحی نورآباد مَمَسَنی توقف دارند آنها را دشمن زیاری مَمَسَنی گویند و آنچه در کهگیلویه توقف دارند، آنها را دشمن زیاری کهگیلویه گویند و دشمن زیاری کهگیلویه دوقسمت شده یکی را " الیاسی " و دیگری را " گشتاسبی " گویند و هریک چندین تیره گشتهاند مانند: باوردیناری، بویری، سلطانی، سودیناری، شیر محمدی، قلندری، این شش تیره از الیاسی است و میراحمدی، از گشتاسبی است و کلانتر دشمن زیاری در قدیم از تیره گشتاسب بود و شمارِ تمام این تیرههای دشمن زیاری از چهارصد خانوار نگذرد و در دولت نادرشاهی، محمدخان گشتاسبی دشمن زیاری کلانتر این ناحیه و ضابط تمام " چهار بنیچه جاکی " کهگیلویه بود و خانه عالی در قصبه " دِهدَشت " بساخت و سالها به بزرگی گذرانید و تا کنون آن خانه و توابع آن برای استحکامی آن از گچ و سنگ باقی است و بعد از وفات محمدخان گشتاسبی کلانتری این ناحیه به فریدون خان اِلیاسی قرار گرفت و بعد از وفات او پسرش جمشیدخان به جای پدر نشست و بعد از وفات او پسرش رستم خان دشمن زیاری به کلانتری برقرار گردید و تا کنون باقی است. این روایت مغایر با روایات مورخان بنام و همچنین روایات شفاهی مردم میباشد، چراکه پس از محمدخان گشتاسبی فرزندش محمدزکیخان گشتاسبی و سپس اسداللهخان خان، کریمخان، شهبازخان، محمدجعفرخان و نهایتاً علیرضا خان به کلانتری ایل دشمنزیاری رسیدند.