باهیه
لغت نامه دهخدا
( باهیة ) باهیة. [ ی َ ] ( ع ص ) مؤنث باهی. خالی.
- بئر باهیة؛ چاه فراخ دهن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). و رجوع به باهی شود.
باهیة. [ ی َ ] ( اِخ ) نام زنی از متعبدات به روایت روض الریاحین. ولی نام این زن در شدالازار راهبة آمده است. و رجوع به شدالازار ص 34 شود.
جمله سازی با باهیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیونینگ کای برادر بزرگتر خواننده هیونینگ باهیه، عضو گروه کپلر است.
💡 کوکو از غذاهای معروف آشپزی ایرانی است. در فرهنگ دهخدا در تعریف خبیص البیض به نقل از تحفه حکیم مؤمن میخوانیم: «خبیص البیض را بهفارسی خاگینه گویند و با سبزیها کوکو نامند کثیرالغذا و دیرهضم و مُسَدِّد و مُوَلِد خلط غلیظ و با دارچین و خولنجان و ادویهٔ باهیه مقوی باه است.» ماده اصلی کوکو تخم مرغ است و در طبخ انواع مختلف این غذا از سبزی، پیاز، سیر، فلفل دلمهای، قارچ، سیب زمینی و ادویه استفاده میشود. کوکو را به صور و اشکال گوناگون میپزند.