بانجین

لغت نامه دهخدا

بانجین. [ ن ِ ] ( اِخ ) از کسان وشمگیر امیر زیاری است. و در جنگی که بسال 323 هَ. ق. میان نصربن احمد سامانی و وشمگیر درگرفت ابن بانجین دیلمی با سپاهی گران آهنگ نصربن احمد کرد. ( از احوال و اشعار رودکی نفیسی ج 1 ص 424 و 425 ). و احتمال توان داد که صورت اصلی این کلمه بانجیر بوده است ( مبدل بانگیر ) از نوع وشمگیر و شیرگیر و... و رجوع به بانجیر شود.

جمله سازی با بانجین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (文人木) bunjin-gi بانجین‌گی یا سبک اُدبا، مشخصه آن تنه تقریباً برهنه، معمولاً پیچ خورده و چند شاخه است که در یک گلدان کوچک در حال رشد است. در طبیعت، این شکل درخت زمانی اتفاق می‌افتد که چندین درخت در خاک با مواد مغذی کم نزدیک هم باشند. درختان برای نور خورشید با یکدیگر رقابت می‌کنند و بنابراین به شکل‌های نامنظم به سمت بالا رشد می‌کنند. از آنجا که فقط بالای درخت از نور خورشید کافی برخوردار است، فقط شاخه‌ها در آنجا رشد می‌کنند. این پدیده‌ای است که اغلب در کاج اسکاتلندی و سایر گونه‌های کاج مشاهده می‌شود. برای تأکید بر مبارزه برای بقا، گاهی یک شاخه مرده (jin) در بالای بن‌سای تشکیل می‌شود. بانجین‌گی به ژاپنی به معنای «درخت باسوادان» است. باسوادان، مقامات باسواد چینی بودند که با مناظر شان‌شویی شناخته می‌شدند. درختان این نقاشی‌ها اغلب فرم‌های عجیب و غریب رشد را نشان می‌دهند.

💡 در سال ۳۲۳ هجری، امیر نصر بن احمد سامانی درصدد برآمد نواحی طبرستان، گرگان و ری را به قلمرو خود ضمیمه کند. بنابرین دستور داد که سپهسالار خراسان، ابوبکر محمد بن مظفر چغانی، از نیشابور به قومس حمله کند و به ماکان دستور داد از کرمان به لشکر چغانی بپیوندد تا با همدیگر گرگان و ری را فتح کنند. ماکان زودتر از چغانی به دامغان رسید و به جنگ بلقسم بن بانجین شتافت ولی شکست خورد و پس از رسیدن چغانی با هم به نیشابور بازگشتند؛ در آنجا امیر سامانی او را حاکم نیشابور نمود. وشمگیر نیز، سلطه سامانیان را پذیرفت تا بتواند با خیال آسوده به مقابله با بوییان بپردازد.