بالویی
مترادفها
حامی، پشتیبان، یاور، حمایتگر
متضادها
بیبال
لغت نامه دهخدا
بالویی. ( ص نسبی ) منسوب به بالویه خاندانی معروف. ( از لباب الانساب ج 1 ص 92 ). و رجوع به بالوی شود.
بالویی. ( اِخ ) ابوالحسن عبدالواحدبن محمدبن احمدبن بالویه. معروف به بالویی نیشابوری که در رجب سال 378 هَ. ق. درگذشت. ( از لباب الانساب ج 2 ص 92 ).
بالویی. ( اِخ ) عبداﷲبن احمدبن عبداﷲبن بالویه. ابومحمد بالویی، مجتهدی صالح بود که از ابوبکر محمدبن اسحاق بن خزیمه و دیگران روایت کسب کرد و بسال 378 هَ. ق. درگذشت. ( از لباب الانساب ج 2 ص 92 ).
جمله سازی با بالویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بریان بالویی (انگلیسی: Brian Baloyi؛ زادهٔ ۱۶ مارس ۱۹۷۴) بازیکن فوتبال اهل آفریقای جنوبی است.
💡 در حال حاضر مدیریت این گروه را حمیدرضا شاکرین بر عهده دارد. علیاکبر رشاد، محمد عرب صالحی، رمضان علیتبار، مسعود فیاضی، عبدالحمید واسطی و ابوالقاسم رحیمی بالویی اعضای این گروه علمی هستند.