بالاجماع

لغت نامه دهخدا

بالاجماع. [ بِل ْ اِ ]( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + اجماع ) همه باهم. بطور اجماع. ( ناظم الاطباء ). همگروه. و رجوع به اجماع شود.

جمله سازی با بالاجماع

💡 مردم مصر اين محل را مشهد على بن الحسين (عليه السلام ) مى گويند و به اين نام معروفاست و اين اشتباه بزرگى است كه سالها است به آن عادت كرده اند و علماى بزرگ،رجال و مردان محقق همه بالاجماع قائلند كه اينمحل همان مدفن سر مقدس زيد بن على بن الحسين است.