لغت نامه دهخدا
بارنویس. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) محاسب علافهای بزرگ میدان. نویسنده و ثبت کننده صورت حساب در میدان خواربار و تره بارفروشی.
بارنویس. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) محاسب علافهای بزرگ میدان. نویسنده و ثبت کننده صورت حساب در میدان خواربار و تره بارفروشی.
نویسنده صورت حساب در میدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نوع دیسک چگالی بسیار بالایی دارد، تقریباً ۲۰۰ برابر دیسکهای نرم و ۲۰ برابر دیسکهای سخت. به علاوه هزینه آنها نیز پایین بوده، به تدریج رو به کاهش است. ظرفیت این نوع دیسک از ۵۰۰ مگابایت تا چند گیگابایت است. دیسکی است فقط خواندنی به این معنا که پس از ضبط دادهها روی آن دیگر پاک شدنی نیستند و نمیتوان دوباره بر آن نوشت (WORM) از این دیسکها عمدتاً برای ذخیرهسازی فایلها مانا (که محتوای آنها پس از ضبط تغییر نمیکنند) استفاده میشود. ابعاد این نوع دیسک کوچک است: قطر ۱۲ سانتیمتر و ضخامت ۲/۱ میلیمتر زمان استوانه جویی آن خیلی بیشتر از دیسک مغناطیسی است. نرخ انتقال هم نسبتاً پایین است (حدود ۱۵۰ کیلو بایت در ثانیه) گونهای از آن به CD-RW موسوم است و قابلیت چند بارنویسی دارد.