کلمه «باج گزار» صفتی مرکب و اصطلاحی است که به کسی گفته میشود که باج یا مالیاتی را پرداخت میکند. در لغتنامه دهخدا و منابع قدیمی مانند آنندراج، «باج گزار» به معنای باجدهنده آمده است و به فردی اشاره دارد که موظف به پرداخت مالیات یا باج به حاکم، دولت یا صاحب قدرت است. در ناظم الاطباء نیز این واژه به کسی گفته شده که مالیات یا سهم مالی خود را به شخص یا مرجع دیگری واگذار میکند. «باج گزار» معمولاً در متون تاریخی، ادبی و فقهی برای توصیف روابط مالی و اجتماعی افراد با حاکمان یا صاحبان قدرت به کار رفته است. فرد باج گزار معمولاً موظف به پرداخت مبلغ معین در ازای محافظت، امنیت یا بهرهبرداری از منابع بوده است. این اصطلاح نشاندهنده نقش و موقعیت اقتصادی و اجتماعی فرد در جامعه است و بیانگر تعهدات مالی او نسبت به قدرت یا حکومت زمان خود میباشد. به طور خلاصه، این واژه به کسی گفته میشود که باج یا مالیات خود را میپردازد و نقش او در حفظ نظم و روابط مالی جامعه اهمیت داشته است.
باج گزار
لغت نامه دهخدا
باج گزار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) باج دهنده. ( آنندراج ). مالیات بده. آنکه بکسی باج میدهد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
باج دهنده
جمله سازی با باج گزار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۸۷۹، رابرت پاتون به دادگاه مجوز اشبرتون درخواست داد تا مجوز راه اندازی خانه جدیدی در Methven به نام هتل Methven را دریافت کند. یک هتل در سال ۱۸۸۰ ساخته شد. در سال ۱۸۸۲، پاتون به منطقه صدور مجوز در Mount Hutt برای دریافت مجوز باج گزاری برای هتل ۲۴ اتاق Methven درخواست داد.
💡 گفت: «اگر شما این را پاسخ دادید ما باج گزار شما میشویم و اگر نتوانستید باید باج گزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، ولی هیچیک از دانایان آن سرزمین نتوانستند وین اردشیر را چارهگشایی کنند و بدین سان شاه هندوستان پذیرفت که باج گزار ایران باشد. این بازی نو تخته نرد بود.