ایرنجین

لغت نامه دهخدا

ایرنجین. [رَ ] ( اِخ ) امیر و سردار مغول و حاکم دیاربکر. پدرزن سلطان الجایتو بود. باتفاق بعضی امرای دیگر در سنه 719 هَ. ق. با سلطان ابوسعید بهادرخان از در مخالفت درآمدند و در جنگی که بین فریقین در نزدیکی شهر میانج ( میانه ) روی داد، امیر چوپان سردار سلطان ابوسعید بر آنها غلبه کرده آنها را بقتل رسانید. کلمه ایرنجین بر حسب تحقیق بلوشه در چینی بصورت ای - لین - چین و در تبتی بصورت رین - چن بوده است. ( از دائرةالمعارف فارسی ). رجوع به تاریخ مغول عباس اقبال ص 309 - 323 - 333 - 332 و جامعالتواریخ بلوشه ص 33 شود.

فرهنگ فارسی

امیر و سردار مغول و حاکم دیار بکر

جمله سازی با ایرنجین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اولجایتو از مغان دو نفر فرستادهٔ سلطان مصر را که آزادی بخشیده بود، بهمراهی نمایندگانی روانهٔ آن دیار نمود و به ایشان مأموریت داد که در مقابل از سلطان مصر خلاص ایرنجین برادر سونج را که در محاربات آخری بین غازان و مسلمین شام و مصر اسیر شده بود بخواهند و پیام دوستانهٔ اولجایتو را نیز بسلطان ابلاغ نمایند.

💡 کمال‌الدین عبدالرزاق سمرقندی نیز در کتابِ مطلع سعدین و مجمع البحرین، سلطان ابوسعید را سلطان ایران می‌خواند و در شرحِ نبردِ ابوسعید با امیر ایرنجین می‌نویسد: «و نزدیک بود که لشکر سلطان شکسته‌شود و اگر لطف حق تعالی یاری ننمودی و آنچه مخالفان را در خاطر بودی با ظهور آمدی، از ملک ایران نامی بیش نماندی.» او دربارهٔ حدود ایران نیز می‌نویسد: «و ممالک ابوسعیدی میان آب آمویه و آب فرات بود که ایران‌شهر عبارت از این بلاد است.»

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز