اوشاب

لغت نامه دهخدا

اوشاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وِشْب،گروه مردم از هر جنس مقلوب اوباش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). اوشاب از کلمه آشوب فارسی گرفته شده. ( المعرب جوالیقی ). رجوع به اوباش شود.

جمله سازی با اوشاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 308- اَوْباش كه جمع وَبش به معناى چرك ناخن، پوست و... است، مانند كلمه اوشاب بر افراط فرومايه اطلاق مى شود و گفته شده كه جمع مقلوب از بوش است (اقرب الموارد، وَ ب ش ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران