اورتاق

لغت نامه دهخدا

اورتاق. [ اُ ] ( اِ ) به محاوره و لغت خوارزم، تاجر و سوداگر. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - تاجر بازرگان. ۲ - شریک انباز مصاحب.

جمله سازی با اورتاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمد هاشم اورتاق زاده ۱۳۳۴ از ولسوالی خواجه سبزپوش ولی ولایت فاریاب می‌باشد. ایشان تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مکتب ده نوی ولسوالی خواجه سبزپوش ولی به پایان رسانید و توانست مدرک لیسانس خود را در رشته برق از دانشگاه کابل در سال ۱۳۵۹ بدست آورد. وی سال‌های در بخش امنیتی مشغول به فعالیت بود و یکی از اعضای حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان به رهبری عبدالرشید دوستم بود و بعدها از این حزب کناره گیری کرد.

💡 محمد هاشم اورتاق (زاده ۱۳۳۴ ولسوالی خواجه سبزپوش ولی ولایت فاریاب) سیاستمدار افغانستان و نماینده مردم ولایت فاریاب در دوره شانزدهم مجلس نمایندگان است. وی در مجلس شانزدهم نمایندگان افغانستان عضو کمیسیون مواصلات، مخابرات، امور انکشاف شهری، تهیه مسکن، تهیه آب و برق و امور شاروالی‌ها می‌باشد.