لغت نامه دهخدا
اوجد. [ اَ ج َ ] ( ع ن تف ) یافت شونده تر.
- امثال:
اوجد من التراب، اوجد من الماء. ( یادداشت مؤلف ). ورجوع به مجمع الامثال میدانی شود.
اوجد. [ اَ ج َ ] ( ع ن تف ) یافت شونده تر.
- امثال:
اوجد من التراب، اوجد من الماء. ( یادداشت مؤلف ). ورجوع به مجمع الامثال میدانی شود.
نعت تفضیلی است یافت شنونده تر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولقد ضربت انف هذا الاءمر و عينه و قلّبت ظهره و بطنه فلم اءرلى فيه الّاالقتال او الكفر بما جاء محمّد - صلّى اللّه عليه - انّه قد كان على الامّة وال احدث احداثا و اوجد النّاس مقالا فقالوا ثمّ نقموا فغيّروا. (834)
💡 در خبر است كه ابراهيم بن طلحه بن عبدالله چون شنيد اسرا را به شهر در مى آورند، بهاستقبال على بن الحسين عليه السلام سرعت كرد و از در شناعت و شماتت گفت: اى على بنالحسين، چه كسى غالب شد؟! و به روايتى، اين وقت آن حضرت در محملى بود و سر درگريبان فرو مى داشت، پس سر برآورد و فرمود: اگر مى خواهى بدانى كدام يك غالبشد، چون هنگام نماز رسيد اذان و اقامه بگوى ! كنايه از آنكه در اذان و اقامه آن كس را كهبعد از خداى تعالى جلّ جلاله نام مباركش را به آواز بلند در محضر جماعت قرائت كنند اوجد من محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله است و فرزندان او ابدالا باد قاهر و غالبند واين ابراهيم بن طلحه آن كسى است كه در جنگجمل با لشگر طلحه و زبير همراه بود.(207)