لغت نامه دهخدا
اواعی. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اوعیه. جج ِ وعاء. ( المنجد ).
اواعی. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اوعیه. جج ِ وعاء. ( المنجد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حقیقت اینکه با آخر رسیده است در اواعیان کل اینجا بدیدست