انشاط

این کلمه واژه‌ای است که در زبان فارسی معانی مختلفی دارد. یکی از معانی آن به فربه گردانیدن علف ستور اشاره دارد، به‌طوری که به شتران و دیگر حیوانات کمک می‌کند تا به‌خوبی تغذیه کنند و نشاط بیشتری داشته باشند. این مفهوم به نوعی به بهبود وضعیت جسمانی و روحی حیوانات مرتبط است. همچنین، انشاط به معنای خوشحال کردن یا بانشاط شدن خداوند ستور نیز به‌کار می‌رود. این واژه می‌تواند به گشادن گره‌ها و مشکلات نیز اشاره کند، به‌خصوص در زمینه‌های دامداری و کشاورزی. به‌عبارتی، انشاط به معنای گره گشادن و حل مشکلات در زندگی روزمره نیز کاربرد دارد. در معنای دیگر، انشاط به چاه نزدیک تک اشاره دارد که دلو از آن به‌راحتی به یک کشیدن برمی‌آید. این مفهوم به نوعی به آسانی دسترسی به آب و منابع طبیعی اشاره دارد. 

لغت نامه دهخدا

انشاط. [ اِ ] ( ع مص ) فربه گردانیدن علف ستور را. || خداوند ستور بانشاط شدن، یا خوش اهل گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). خداوند ستور نشاطی گشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || گزیدن مار. || گره گشادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). گشادن گره. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). || دراز کردن گره یا بند شتران. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). دراز کردن پای بند شتران. ( آنندراج ). دراز کردن انشوطة عقال و گشودن آن. ( از اقرب الموارد ). || ربودن چیزی را. || استوار کردن. || بی قصد گرفتن شتران را و راندن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
انشاط. [ اَ / اِ ] ( ع اِ ) چاه نزدیک تک که دلو از آن به یک کشیدن برآید. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ذیل اقرب الموارد شود.

فرهنگ فارسی

چاه نزدیک تک که دلواز آن بیک کشیدن بر آید.

جمله سازی با انشاط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالرحمن عزام (عربی: عبد الرحمن حسن عزام؛ زاده: ۸ مارس ۱۸۹۳ – درگذشته: ۲ ژوئن ۱۹۷۶) نخستین دبیرکل اتحادیه کشورهای عربی در اجلاس انشاط در تاریخ ۲۲ مارس ۱۹۴۵ شد و تا سال ۱۹۵۲ در این منصب باقی ماند. او عموی عبدالوهاب محمد حسن عزام است.

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز