لغت نامه دهخدا
( آمنین ) آمنین. [ م ِ ] ( ع ص، اِ ) آمِنون. ج ِ آمِن.
( آمنین ) آمنین. [ م ِ ] ( ع ص، اِ ) آمِنون. ج ِ آمِن.
( آمنین ) ( صفت ) استوار تر ایمن تر.
[ویکی الکتاب] آمنین. ریشه کلمه:
امن (۸۷۹ بار)
💡 درگیری مردم معترض یمن با نیروهای انتظامی و امنینی این کشور همچنان ادامه دارد. امروز هم پلیس در شهر جنوبی عدن به روی مردم آتش گشود. در صنعا هزاران نفر به خیابانها رفتند و خواستار برکناری علی عبدالله صالح، رئیسجمهور آن کشور شدند که ۳۲ سال است، بر یمن حکومت میکند. دویچهوله فارسی، یورونیوز فارسی