الوق
لغت نامه دهخدا
الوق. [ اَل ْ وَ ] ( ع ص ) احمق. ( اقرب الموارد ). گول.
فرهنگ فارسی
احمق
جمله سازی با الوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ثواب من قال هذا الوق اذا راى يهوديا او نصرانيا او مجوسيا
💡 ثواب من قال هذا الوق اذا راى يهوديا او نصرانيا او مجوسيا