الماس چنگ

لغت نامه دهخدا

الماس چنگ. [ اَ چ َ ] ( ص مرکب ) آنکه چنگ او قوی و نابودکننده باشد:
چو دیوان آهن دل الماس چنگ
چو گرگان بدگوهر آشفته رنگ.نظامی.

فرهنگ فارسی

آنکه چنگ او قوی و نابود کننده باشد

جمله سازی با الماس چنگ

💡 همه با سلیح و سواران جنگ همه تیز کرده چو الماس چنگ