لغت نامه دهخدا
اقعد. [ اَ ع َ ] ( ع ص، اِ ) همنشین و قریب الاَّباء از جد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اقعد. [ اَ ع َ ] ( ع ص، اِ ) همنشین و قریب الاَّباء از جد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اذا قمت من السجود قلت: اللهم بحولك و قوتك اقوم و اقعد و اركع و اسجد
💡 فقال لى: اقعد يا اباالحسن احدثك بما انه فيه او تحدثنى بابطائك عنى /
💡 هنگامى كه از سجده برخاستى (و خواستى قيام كنى ) بگو: ( اللهم بحولك و قوتكاقوم و اقعد و اركع و اسجد) (بحارالانوار، ج 85، ص 183).