لغت نامه دهخدا
افضل کاشانی. [ اَ ض َ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به باباافضل در همین لغت نامه شود.
افضل کاشانی. [ اَ ض َ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به باباافضل در همین لغت نامه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لکن با بررسی های بیشتر مشخص می شود که کتابی به نام تحفه الممالک تالیف ابن عامر دمشقی و یا ابن جمیل یافت نگردید و ابن عامر معروف در سده اول هجری در دمشق می زیسته و تاریخ نگار و تذکره نویس نبوده است. نکته دیگر اینکه شهر سلطانیه با این نام در زمان ایلخانان مغول بنا گردیده است در حالی که باباطاهر و به تبع وی برادرانش در قرن پنجم هجری قمری و در زمان حکومت سلاجقه می زیسته اند که اختلافی دویست تا سیصد ساله با زمان حکمرانی ایلخانان داشته اند.فلذا این وجه تسمیه جعلی می باشد اما از آنجاییکه باباخنجر تا چند سال پیش صاحب بقعه بوده و زیارت می شده است مشخص کننده این است که ایشان شخصیتی بزرگ می باشد، چرا که غالبا مردمان قدیم،فردی که صاحب حکمت و عرفان بوده است را *بابا* و یا *پیر* خطاب میکرده اند و بابا در اصطلاح صوفیه بیشتر به مشایخی گفته میشد که معمر بودند و گاهی به اول اسم و زمانی به آخر آن اضافه میکردند، مانند:بابا افضل کاشانی، بابا رکن الدّین شیرازی، شیخ علی بابا.
💡 پدر وی حسن پسر حسین پسر محمد خوزهای است و در واپسین سالهای سده ششم هجری زاده شد. باباافضل همدوره با تازش مغول میزیست. بابا افضل کاشانی در تمام مدت عمر خود در مرق ساکن بوده و اوقات خود را به تدریس و تألیف و تحقیق و مباحثه گذراندهاست. برخی خواجه نصیرالدین طوسی را شاگرد یا خویشاوند وی میدانند.اشعار زیر از اوست: