اغم. [ اَ غ َم م ] ( ع ص ) تنگ پیشانی و گردن از فرورفتگی موی. مؤنث: غَمّاء. ( آنندراج ). اغم الوجه و القفا؛ تنگ پیشانی و گردن از فرورفتگی موی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آنکه موی بسیار دارد بر پیشانی و قفا. ( المصادر زوزنی ) ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). آنک موی بسیار دارد بر پیشانی و قفا. ( تاج المصادر بیهقی ). بسیار موی بر پیشانی و بر قفا. ( یادداشت بخط مؤلف ). || سحاب اغم؛ ابر بی رخنه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ابر بدون بریدگی. سحاب اغم؛ ای لا فرجة فیه. ( از اقرب الموارد ).
تنگ پیشانی و گردن از فرو رفتگی موی.
[ویکی فقه] کسی که بر پیشانیاش موی روییده است را اَغَمّ می گویند و از آن در باب طهارت سخن رفته است.
کسی که بر پیشانی او مو روییده است، باید مانند فرد معمولی و متعارف وضو بگیرد و آن بخش از پیشانی را که جزء صورت به شمار میرود بشوید.
تیمم فرد اغم
تیمم بر مویی که بر پیشانی روییده، صحیح است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از آن مابقی نفرات به رهبری عبدالمومن به اغمات فرار کردند، اما باز در هیلانه با مرابطون درگیر شدند، که با شکست دوباره آنها همراه بود.
💡 در سال ۱۰۹۱، المعتمد به اسارت آلموراویان درآمد و به اغمات مراکش تبعید شد، و در نهایت در همانجا به سال ۱۰۹۵ درگذشت. هرچند برخی منابع علت مرگش را ترور عنوان کردهاند. مقبرهای از او در آن منطقه گزارش شدهاست.
💡 پس از آن مابقی نفرات به رهبری عبدالمومن به اغمات فرار کردند اما باز در هیلانه با مرابطون درگیر شدند که با شکست دوباره آنها همراه بود.